آبشار مهر
نوروز، فرصت آشتی انسانهاست با طبیعت، پس از چشیدن سوز زمستان؛ روزی است که ما در آن زبان به همدلی میگشاییم؛ فرصت زُدودن کینهها از سینههاست؛ زمان تابش آفتاب مهربانی بر سرزمین قلبهای مردمان است؛ هنگام تداعی پاکی و طهارت در ذهن زمین و زمان است؛ و آبشار مهری است که باید در جانمان سرازیر شود و در دستمال جاری.
نوروز، نشان ملیّت و پذیرفته شده مذهب
عید نوروز، عیدی ملّی و باستانی است که همزمان با نخستین روز از اوّلین ماه شمسی برگزار میشود. این روز، ریشه در آیینها و سنتهای کهن ایرانیان دارد و از قدیمیترین دوران تاریخی این مرز و بوم، تا کنون پاینده و پایدار مانده است. بیشک، در میان همه عیدها و آیینهای قومی و مذهبی، نمیتوان رویدادی را به مانند نوروز، جستوجو کرد که هم پذیرفته شده مذهب باشد و هم نشان ملیّت. از اینروست که این عید در میان ایرانیان که آموزههای دینی را باور دارند و به سنتهای ملّی وفادار بودهاند، ارزشی ماندگار یافته است.
روز بزرگ امید
آغاز سال، همیشه با امیدها و آرزوهای فراوان همراه بوده و لحظه وا نهادن غمها و رنجهاست؛ بنابراین، شروع سال نو و آمدن بهار و تحولی که در طبیعت ایجاد میشود، انسان را به آیندهای دگرگون، دلبسته میسازد که سرشار از امید به زندگی است و از این روست که آن را نوروز، روز نیکبختی و روز بزرگ امید نامیدهاند.
نوروز جشنی دیرینه
بیتردید، سنتهای ملی و آداب و رسوم قومی، ریشه در باورها و اعتقادهای مردم دارند و طبعا نیاکان ما، نوروز را به همین دلیل، در هالهای از تقدس، فال نیک، فرخندگی و نیکروزی قرار دادهاند، و برای توجیه تقدس و خجستگی آن، داستانها و افسانهها ساختهاند. از مجموع این داستانها میتوان به دیرینگی نوروز، اهمیت و خجستگی آن پی برد و نقش آن را در تعمیم عدالت، مهربانی، دستگیری از ناتوانان و رفع دشمنیها و زشتیها باز شناخت.
پیدایی نوروز
در بیشتر نوشتهها درباره جشن نوروز، پیدایی این عید را به «جمشید» پادشاه هخامنشیان نسبت دادهاند؛ بدین صورت که «جم» پادشاه آن زمان، پس از در نوردیدن سرزمینهای بسیار، وقتی که به آذربایجان رسید، دستور داد تخت جواهر نشانی را بر مکان بلندی به سمت مشرق بگذارند و خود نیز تاج جواهر نشانی را بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. همین که پرتو خورشید بر تاج افتاد، شعاعی در نهایت روشنایی به وجود آمد، مردم شاد شده و گفتند: امروز، روز «نو» است و به این دلیل که به زبان پهلوی، شعاع نور را «شید» میگفتند، از آن روز این کلمه را بر نام جم افزودند و او را «جمشید» نامیدند و جشن بزرگی برپا کردند.
ماندگاری و استمرار نوروز
همواره در طول تاریخ، مردمان به جشن نوروز توجه میکردهاند. حوادث روزگار، اگرچه گهگاه آن را از شور و گرمی میانداخته، اما هرگز به فراموشی سپردن آن نینجامیدهاست. در میان جشنهای ملی ایران: نوروز، مهرگان و سَده از دیگر جشنها پر رونقتر بوده است ؛ اما به تدریج، مهرگان و سده، در میان ایرانیان رونق خود را از دست داد. این جشنها در دوران پس از اسلام، نه تنها عمومیت و آوازه نوروز را نیافت، بلکه رفته رفته کمرنگتر شد و تدریجا برخی از آداب آنها در نوروز حل شد و خود نیز عملاً منحل شدهاند. تنها نوروز توانست، همچنان عید بزرگ ایرانیان به جا بماند و حتی به دلیل بعضی از رسوم متناسب با آداب اسلامی، نوعی تقدس و اهمیت نیز بیابد.
معنای لغوی عید
«عید» از ریشه «عاد یَعود» و به معنای بازگشت است. هم عیدهایی که بشر در تاریخ خود ثبت کرده، در این خصوصیت مشترکند؛ از اعیاد کهن گرفته تا عیدهای ملی و مذهبی، همه حکایت از واقعهای خاص و شایان توجه دارند؛ واقعهای ارزشمند که انسانها از یادآوری آن به وجد میآمدهاند و لذت میبردهاند.
عید نوروز نیز از سنتها و باورهای کهن ایرانیان و فصل شور و شادی و شعف آنان بودهاست.
معنای اصطلاحی عید
اگرچه «عید» به جشن سالانهای گفته میشود که هرسال با بازگشت خود، سرور و نشاط را به قوم، نژاد یا ملتی باز میگرداند، معنای ژرفتر آن، بازگشت انسان به ریشه آسمانی خویش و رجعت روحی و معنوی به مبدئی است که او را آفریده و از او پیمان گرفته است تا شأن بندگی و اطاعت را رعایت کند. آداب مذهبی و معنوی، همانند غسل و نماز و روزه مستحبی نوروز، به همین امر توجه میدهد که عید را فرصتی برای غفلت از خدا و غرق شدن در بازیهای دنیا نپنداریم؛ چه آنکه جشن حقیقی انسان، زمانی است که بتواند شیطان را از حریم خویش براند و به گونه درونی و معنوی به سوی خدای خویش بازگردد.
نماد هویت یک ملّت
عیدها و جشنها، افتخار ملی هر قوم و سرزمین، و نشان ساختار و پیشینه فرهنگی و تمدن آنان است. اعیادی که از نظر دیرینگی تاریخی و مذهبی ریشه دار بوده و در طول زمان با اعتقادها و آداب و رسوم ملتها در هم آمیخته، جلوه و جایگاه ویژهای دارند و بی آن هیچ ملتی هویت واقعی ندارد و به بیگانگی از خود دچار خواهد شد. عید نوروز از این جهت که اعتقادها و باورهای مذهبی و سنن کهن ملی، در آن به هم آمیخته، اهمیتی گسترده یافته است.
عامل همبستگی احساسات ملی
عید نوروز و دیگر جشنهای ملی و میهنی، جدای از تربیتهای اوّلیه اجتماعی و سیاسی، همبستگی احساسات ملی را هدف قرار میدهند. ویژگی نمادین این جشنها، برخاستن از روح همبسته عواطف ملی و همدلی همه مردمان است. عید نوروز، تصویری روشن از فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان و عامل مهمی در همبستگی احساسات آنان مینماید.
نوروز عمومیترین و دیرپاترین جشن مردم ایران
«نوروز» که به نامها و اوصاف بسیار، چون: عید نوروز، جشن فروردین، نوروز جمشیدی، نوروز سلطانی و نوروز جلالی مشهور شده، مهمترین، عمومیترین و دیرپاترین جشن ملی مردم ایران است. این جشن، قرنهای متمادی است که توجه مردم کشور ما و سرزمینهایی را که با ما دیرینه فرهنگی مشترکی دارند، به خود جلب کرده است.
نوروز، عمومیترین جشن ملی ایرانیان هم هست؛ زیرا مرزی نمیشناسد و از هر دیواری در ایران زمین وارد میشود و تمام اقوام، مذاهب و گروههای فکری و عقیدتی را که در این مرز و بوم مقدس زندگی میکنند یکسال شادمان میکند .
اسلام و آداب و رسوم پیشینیان
منطق فرهنگ غنی اسلام، منطق خردورزی، گفتوگو و داد و ستد با آداب و رسوم و فرهنگهای گذشته و همعصر خود است، و تا با سنتی غیر اخلاقی و غیر عقلانی رو در روی نگردد، سنتها را در دل خود جای میدهد و آنها را به رنگ الهی در میآورد. عید نوروز نیز از آنجا که سنتی دیرپا و هماهنگ با عقل سلیم انسانی بود، نه تنها مهر تأیید اسلام را گرفت، بلکه بر آداب وسنتهای پسندیده اسلامی آن نیز تأکید شد.
اسلام، نوروز را به رسمیت میشناساند
نوروز و آداب و رسوم آن، از سنتهای باستانی ایرانی است. اسلام این سنت نیکو را با صبغه و رنگ دینی درآمیخت و دعاها و اعمال مستحب بسیار را در آن گنجاند ؛ در واقع اسلام، نوروز را به رسمیت شناخت و محتوای انسانی و معنوی به آن بخشید.
اسلام وا حترام به سنتهای قومی
مرحوم دکتر زرینکوب، در کتاب کارنامه اسلام، درباره اینکه مسلمانان و حکومت اسلامی، آداب و رسوم هر منطقه را محترم میشمرد، آورده است: «ضمن این که حوزه وسیعی، تحت حکومت و شریعت اسلامی اداره میشد، سنتهای هر محل تا آنجا که با شریعت سازگاری داشت، حفظ میشد و ادامه مییافت؛ در شام و مصر، سنت رومی و در عراق و فارس، سنت ساسانی. فرهنگ و آداب و رسوم خاص هر قوم تا آنجا که در تضاد با روح اسلام و توحید و یگانگی خدا نباشد، ملحوظ و محترم است».
روایات نوروز
بیشتر روایاتی که در کتابهای حدیث درباره نوروز آمده است، به نوعی به تأیید این واقعه و موقعیت تاریخی اشاره دارد. شاید مهمترین و مفصلترین روایتی که در تأیید نوروز مورد استفاده قرار میگیرد، روایتی است که «مُعلّی بن خُنیس» که یکی از یاران امام جعفر صادق علیهالسلام بوده، از آن حضرت نقل کرده است. در این روایت به چندین واقعه بزرگ و مهم در نوروز اشاره شده و به گونهای ضمنی، بر احترام به این روز سفارش شده است.
جایگاه نوروز در میان روزهای دیگر
«مُعلی بن خنیس»، از یاران امام صادق علیهالسلام ، میگوید: در روز نوروز به خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم، حضرت فرمودند: «آیا این روز را میشناسی؟» گفتم: «فدای تو گردم، این روزی است که عجم آن را تعظیم میکند ود ر این روز هدیهها برای یکدیگر میفرستند». سپس حضرت به توصیف نوروز پرداخته و فرمودند: «ای معلی! نوروز، روزی است که خداوند از بندگان خود عهد گرفت که او را به یگانگی بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و ایمان به پیامبران و امامان آورند. و آن روز، نخستین روز طلوع خورشید است و در این روز، گلها و شکوفههای زمین آفریده شد.»
همزمانی نوروز با بسیاری از رخدادهای تاریخی
یکی از دلایل ارجمندی نوروز، همزمانی این روز با بسیار از رخدادهای تاریخساز و ارزشمند دینی است. در روایت معلّی بن خُنیس از امام صادق علیهالسلام آمده است که نوروز، روز استقرار کشتی نوح بر کوه جودی، نزول جبرئیل بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، شکسته شدن بتهای کعبه به دست ابراهیم علیهالسلام و حضرت علی علیهالسلام ، روز بیعت اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با علی علیهالسلام به دلیل امیرمؤمنان شدنش و روز پیروزی ایشان بر اصحاب نهروان بودهاست.
اعمال مستحبی عید نوروز
معلی بن خُنیس، در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که ایشان میفرمایند: «هنگام نوروز غسل کن و پاکیزهترین لباست را بپوش و به خوشبوترین عطر، خود را معطر ساز و آن روز را روزه بدار.» از این روایت، مبارکی عید نوروز در فرهنگ دینی به روشنی مشخص میشود.
امیر مؤمنان شیرینی نوروز را پذیرفت
در فرهنگ اسلامی، بر تأیید نوروز، دلایل عقلی و نقلی بسیار آوردهاند؛ از جمله آن که مقداری شیرینی، خدمت حضرت علی علیهالسلام تقدیم کردند. حضرت از علت آن پرسیدند، در پاسخ گفتند: این شیرینی به سبب نوروز است. حضرت فرمودند که نوروز ما هر روز است و در نقلی دیگر فرمودهاند که هر روز را برای ما نوروز قرار دهید. پذیرفتن شیرینی و شوخی آن حضرت که چون هر روز ما نوروز است پس برای ما شیرینی بیاورید، میتواند تأیید ضمن نوروز نیز پنداشته شود.
جنبههای آموزنده و مثبت نوروز
نوروز، همگام با نسیم بهاری، رویش شکوفهها، زنده شدن زمین و در کنار این همه، صله رحم، دید و بازدیدها، خانه تکانی و بهداشت و نظافت، فراهم آمدن زمینه آشتیها و پیوندهاو مجموعهای ازخوبیها و نیکیهاست که هر خردمندی آن را میپسندد و تأیید میکند. بیشک اگر هیچ روایت و سند صریحی در تأیید و نکوداشت نوروز وجود نداشته باشد، توجه به جنبههای مثبت و آموزنده نوروز، این اطمینان را پدید میآورد که بزرگداشت نوروز را باید اسلام تأیید کند .
بهار، درس خداشناسی و نوروز آغاز بهار
بهار، درس خداشناسی و معاد و تحول و رشد و تکامل است. اگر انسانها از این طبیعت زیبا، درس بیاموزند، در حقیقت اعتقاد به رستاخیز را آموختهاند. در این صورت باید سرآغاز چنان بعثتی را روز برتر و نوروز نامید و آن را جشن گرفت. اگر مراسم نوروزی بر این اساس پیریزی گردد و انسانها خود را با محتوای دعای آغاز سال که بیان کننده تحول و نغمه توحیدی است همگام و همگون سازند. چنین نوروزی سرشار از مبارکی و میمنت خواهد بود.
نوروز، فرصت مغتنم موحدان
آنان که طعم توحید را چشیدهاند، در ایام دلانگیز و پرنشاط آغاز بهار، به پیروی از امامان، آیاتی از قرآن کریم همچون آیه 190 سوره آلعمران را تلاوت کرده و مفاهیم آن را دراعماق جانشان دریافت میکنند که: «همانا در خلقت آسمانها و زمین و آمد وشد شب و روز، نشانههایی برای صاحبان اندیشه است.» هرگاه در مراسم نوروزی، به دنبال این چنین مفاهیم آموزنده و ارزندهای باشیم، بیتردید حقیقت نوروز، این رستاخیز عظیم طبیعت را دریافتهایم.
حضور گسترده قرآن کریم در مراسم نوروز
از مهمترین تحولاتی که فرهنگ اسلامی در آداب جشن نوروزی پدید آورده، حضور ثابت و گسترده قرآن کریم در این مراسم است؛ قرار گرفتن قرآن کریم بر سر سفره سال نو (هفت سین)، خواندن قرآن در ساعات متصل به لحظه تحویل سال، قرآنبوسی یکایک افراد گردآمده در اطراف سفره عید، قرار دادن پول در بین صفحات قرآن و هدیه دادن آن به دلیل تبرّک و برکت یافتن مال و دارایی افراد خانواده و...، همهنشانی از احترام و تقدس بخشی مردم، به این سنت باستانی است.
نمادهای تأثیر فرهنگ اسلامی در مراسم نوروز
بعد از ورود اسلام به ایران، مراسم نوروز تأثیر یافته از فرهنگ اسلامی، آداب ویژهای یافت.
حضور قرآن بر سفره سال نو و قرائت آن در هنگام تحویل سال؛ اجتماع مردم در مساجد و زیارتگاهها و نیایشهای اسلامی به صورت دستهجمعی در هنگام تحویل سال؛ رفتن به دیدار سادات و علمای محل بعد از تحویل سال؛ صلحهرحم در نخستین روزهای سال نو؛ و بعضی دیگر از آداب و سنتهای نوروز، الهام گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است.
دیدار با دوستان و آشنایان
از آموزههای دینی درباره آداب نوروز، سنت حسنه دیدار با دوستان و آشنایان است. از موجبات گسترش دوستی و محبت و از عوامل توسعه مودت و دیگرخواهی در جامعه آن است که مرد م همدیگر را فراموش نکنند و گاه و بیگاه به دیدار هم بشتابند. بر این امر، در فرهنگ اسلامی سفارش بسیار شده و بر این عمل خداپسندانه و نیکو، پاداش هاو آثار فراوانی ذکر شده است؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرمایند: «زیارت و ملاقات، دوستی و محبت را در دل میرویاند». و همچنین فرمودهاند: «دیدار برادران دینی، همچون افطار و تهجد آخر شب، مایه فرج و شادمانی مؤمن است».
احسان و نیکوکاری
از سنتهای نیکوی سال نو، احسان به مردمان و دستگیری از نیازمندان است. این امر، در میان آموزههای دینی، جایگاه ویژهای به خود داده است. در قرآن کریم آمده است: احسان و خوبی کنید که خداوند محسنان و نیکوکاران را دوست دارد. ودر آیهای دیگر آمده: ما به محسنان و مردمان نیکوکار پاداشی افزون خواهیم داد.
اسلام در شیوههای خاص خود در زمینه تعلیم و تربیت میکوشد که انسانها را در یک سطح عالی از اندیشه و عمل قرار دهد. اسلام در عین حال که افراد توانمند جامعه را به احسان و نیکوکاری درباره دیگران ترغیب و تشویق میکند، مردمان فقیر و مستمند را نیز به عفت و بلندنظری و غنای نفس فرا میخواند.
صله رحم
از آداب نوروز، صله رحم و دیدار خویشاوندان و نزدیکان است، این سنت اسلامی که در مراسم نوروز جلوه خاصی یافته، در روایات اسلامی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.از مجموعه آیات و روایاتی که به موضوع رسیدگی به خویشاوندان و صله رحم اشاره دارند، نتیجه میگیریم که احسان و خوبی به خویشاوندان، گاه به اندازه پرستش خدا واطاعت والدین، اجر و پاداش دارد و از اهمیتی برابر برخوردار است. ارتباط عاطفی با خویشاوندان نزدیک، کار مؤمنانی است که به مقام بلندی از ایمان دست یافته و از حساب سخت قیامت بیم دارند. مؤمنان واقعی، از بهترین اموال و دوستداشتنیترین داراییشان برای ارحام فقیر و مستمند خود، انفاق و احسان میکنند.
سال نو فرصتی برای تزکیه نفس
رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمهالله ، تحویل سال را آغازی برای دگرگونی درونی در خویش میدانست و فرموده است: «ما امیدواریم که ملت ما در این سال نو به طوری عمل بکند که سیره انبیا بوده است، به طوری عمل بکند که سیره اولیا بوده است و عمده این است که هواهای نفس از بین برود. انسان در طول عمر،: مبتلای به این هوای نفس است که محتاج به ریاضت است... من امیدوارم که ملت ایران و همه مسلمانان دنیا یک تحولی پیدا کنند در این سالن نو، که برای خداکار کنند، برای سلطه خودشان نباشد، برای هواهای نفسانی نباشد و خداوند انشاءاللّه همه را توفیق بدهد که در راه خدای تبارک و تعالی مجاهدت کنند و انشاءاللّه این روز بر همه مبارک باشد و خداوند همه مسلمین را با هم متفق کند در مقابل کفر جهانی».
سالنو، هنگام تحول
مقام معظم رهبری، در بیانی بلند، سال نو را فرصتی برای تحول درونی انسانی میخواند و میفرماید: «تحویل هر سال جدید شمسی که با نوعی تحول در عالم طبیعت مصادف میباشد، فرصتی است تا انسان به تحول درونی و اصلاح امور روحی و معنوی و فکری و مادی خود بپردازد. این دعای شریفی که به ما تعلیم دادهاند تا در آغاز سال بخوانیم، درس همین تحول است. در این دعا از خدا درخواست میکنیم که درحال و وضعیت روحی و نفسانی ما، تحول و دگرگونی مبارکی را ایجاد کند. ایجاد تحول کار خداست. اما ما موظفیم که برای این تحول در درون و در زندگی خود و در جهان اقدام و تلاش کنیم.»
نوروز؛ یعنی هر روز نو و تأثیرگذار
مقام معظم رهبری، در تعبیری زیبا، نوروز را چنین معنا کردهاند: «نوروز؛ یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثهای که اتفاق میافتد، آن را نو میکنید. روز بیست و دوم بهمن که ملت ایران، حادثه عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی، نوروز است. آن روزی که امام امت، قاطعانه به دهان مستکبر قلدر گردن کلفت دنیا؛ یعنی امریکا مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی بود. حادثه نویی بود که اتفاق میافتاد و افتاد. ما باید نوروز را نوروز کنیم. نوروز بر حسب طبیعت، نوروز است، جنبه انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.»
کارنامه
سالی دیگر هم به پایان رسید، با همه تلخیها و شیرینیهایش، با همه فرازها و نشیبهایش، رنجها و شادیهایش، ترسها و امیدهایش. سال گذشته، برای عدهای سال رشد و پیشرفت و تکامل بود و برای عدهای دیگر، سال عقبگرد، یا در جا زدن و رکود بود. کسانی آبرو یافتند و کسانی آبرو باختند. کسانی عزیز شدند، و دیگرانی خوار و حقیر گشتند. ما در کجای زمان ایستادهایم؟ پیش رو و زیر پایمان، پشت سر و اطرافمان و در افقهای دور دست ونزدیک چیست و چه میگذرد؟
بیایید و برگردیم و نگاهی به خویشتن کنیم، به کارها و رفتارمان، به اخلاق و عملکردمان، به آموختهها و اندوختههایمان، به حرفها و نیتهایمان، به هدفها و آرزوهایمان، به دوستیها و دشمنیهایمان، به دیدهها و گفتهها و شنیدههایمان، بیاییم در آغاز سال نو، کارنامهمان را باری دیگر مرور کنیم.
هنگام محاسبه
«طی شدن عمر، سب افزوده شدن سن و سال ما نمیگردد، بلکه عمر ما کاهش مییابد و هر روز، قدمی به «خط پایان» نزدیک میشویم و هر لحظه یک گام به انتهای فرصت دنیایی پیش میگذاریم. وقتی یک کشاورز، در فصل برداشت، محصول خود را حساب میکند، من چرا برداشت خود را در مزرعه زندگی حساب نکنم؟ مگر نه این که دنیا مزرعه است و من، دهقان بذر وجودی خویشم؟ پس باید ببینم چه کاشتهام و چه درو میکنم؟
وقتی یک تاجر و کاسب و حتی دستفروش ساده، برای خود حساب سال و دفتر کل و جزء
دارد و سود و زیان و دخل و خرج خویش را میسنجد، چرا من در بازار دنیا، که کالای عمر و متاع فرصت را میدهم، به دستاورد خود نیندیشم و سود و زیان خود را محاسبه نکنم؟»
خبر آمدن گل
| گل جامهدران بار دگر سر به در آورد | وز حال رفیقان گذشته خبر آورد |
| رخساره سروی و خط سبز نگاری است | هر لاله و سنبل که سر از خاک برآورد |
| ساقی قدح با ده گلرنگ به چرخ آر | چون گل خبر از نغمه مرغ سحر آورد |
| هر گوهر اشکی که دلم داشت نهانی | چشمم چو تو را دید روان در نظر آورد |
| از عمر، خیالی به جز این بهره ندارد | کاندر قدم یار گرامی به سر آورد |
خیالی بخارایی
